اعتراف‌های یلدای 93

1. اعتراف می‌کنم از کارم راضی هستم، از جایی که زندگی می‌کنم، از سبک زندگیم اما راضی نیستم. مشکل محیط اطرف من نیست چون تفاوت‌ها و رفتارهای ناپسند رو درک می‌کنم اما بعضی از اخلاق‌هام روی مخ خودمه. این که زبان نمی‌خونم، ورزش نمی‌کنم و روی تغزیه‌ام کنترل به شکل سبک زندگی سالم ندارم. 2….

الان (24)

دوش گرفته‌ای تر و تمیز لمیده بر کاناپه چسبیده به رادیاتور خاموش‌ام. الان از استریم سوندکلودام موسیقی توی گوشم گذاشتم و دارم صبح جمعه‌ای خوش رو پشت‌ سر می‌ذارم. این روزا یه خورده ندونم کاری یک نفر رو سخت می‌گیرم اما باید بگذرم و طوری شل بگیرم که باز مسیر آب ِ گل‌آلود از زیر…

تماشا در تبعید (2): باشگاه مصرف کنندکان دالاس

از همان ابتدای فیلم «باشگاه مصرف کنندگان دالاس» شما رونالد وودروف (رون) دیکسون را معتاد به آمیزش جنسی، گرد و مواد می‌بینید. او بدون هیچ ملاحظه‌ای در هر گوشه‌ای نیازهای جنسی خود را رها می‌کند و چیزی مثل رابطه مراقبت شده یا انتخاب شریک جنسی سالم برای او اهمیت ندارد. پس تکلیف‌مان با شخصیت تا…

گزارش تصمیمات ِ لحظه‌ی 14 (13 و 14)

سه ماه از تصمیات لحظه چهارده گذشته و گزارش‌ها هر دو هفته یک بار شبیه هم شده. متاسفانه در دو هفته گذشته زبان نخواندم، ورزش نکردم و سه فیلم بیشتر ندیدم. تنها رخداد خوب، خواندن بیش از ده ساعت کتاب و کتابچه بود. در دو هفته آینده نیز مجبورم چند گزارش، مقاله و کتاب و…

برای سال ششم

وقتی از کنج اتاقم، به عنوان یک پسر جوان نوزده یا بیست ساله، شروع به وبلاگ‌نویسی با موضوع همجنسگرایی کردم، شاید هرگز چنین روزی رو متصور نبودم. تصور نمی‌کردم که در یک خانه‌ی اجاره‌ای در ترکیه به عنوان پناهنده با یک تاخیر بزرگ در روند پرونده، منتظر رفتن به کشوری باشم که هنوز بعد از…

نقد، تحمل و ژوبین رها

تابستان 1391 در تنها شماره‌ی فصل‌نامه «من مثل تو»، یاداشت ویژه‌ای با عنوان «نقد؛ یک واژه و هزار سودا!» به قلم ژوبین رها منتشر شد. ژوبین که پیش‌تر در این پست از انصاف و عدالت او نوشته بودم، از وبلاگ نویسان همجنسگراست. او هویت ِ کنش ِ اجتماعی-حقوق بشری‌اش را نه از فرد، افراد یا گروهی بلکه از…